"نه" گفتن رو یاد بگیرید
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 17:07
یعنی به هیچ وجه نمیتونم درک کنم چرا برای بعضی از افراد ، "نه" گفتن معادل صد بار مرده و زنده شدنه! نمونه اش هم داداش خودم!!! کلا با همه ی عالم و آدم رودر بایستی داره و همیشه میخواد همه رو راضی نگه داره جز خودش و مارو! داستان از این قراره که: یکی دو هفته پیش به مناسبت سالروز تولد خواهر جان و داداش یه ...
"نه" گفتن رو یاد بگیرید 2
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 17:07
در نهایت که چاره ای نداشتیم جز خونه ی خودمون با شرایطی که توصیف کردم واستون... حالا این تازه اول ماجرا بود.ما بودیم که کمتر از 24 ساعت فرصت داشتیم و عملا همه چیز به ریخته بود.. راضی کردن مامان و بابا ، برای عدم حضورشون تو مهمونی خودش مثنوی هفتاد من میشه! خلاصه میکنم، با کمک دختر عمه ها شام و خوراکی ...
خبرای خوب...
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 2:30
دلُم رنجوره ... رفیقُم یارُم... شدُم حیرونت هِقد نیازارُم ... خبرای خووووووب... اگه خدا بخواد بعد عید قراره با علی جان زند وکیل عزیز دل، همکاریمون شروع بشه :) خبرای عالی زیاد دارم اما یکی یکی به وقتش میگم :) +مامان اینا از سفر برگشتن ، اما انصافا اینبار داداشه اینقدر همکاری کرد که اصلا خسته نشدم و
آدما تغییر میکنن
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 2:30
یه زمانی رو ولنتاین و این داستانها حساس بودم... یعنی ولنتاین بهم کادو ندن و تبریک نگن؟! مگه میشهههههههههه؟ مگه از جونشون سیر شدن که یادشون بره؟ فراموش کردنش مساوی بود با نازل شدن عذاب الهی :)) اما الان... بهترین هدیه واسم اینه که مجنون جان عزیز دل رو ، در آرامش ببینم و خبر بده کاراش رو روال افتاده
از نطقهای اینجانب :)
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 2:30
یه چیز خنده دار بگم؟ داشتم فکر میکردم اگه خود مجنون هم می اومد میگفت ولنتاینت مبارک ممکن بود خیلی چیزا تو نظرم تغییر کنه :)) اخه مرد با این جدیت و جذبه یهو سوسول شه بیاد بگه عشقم ولنتاینت مبارک؟ بهش میاد اصلا؟؟؟؟ + گذشته از شوخی برای ابراز عشق نباید دنبال بهونه بود، و جز این نباید کسی رو که دوست دا
یه اسفندی
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 2:30
یه اسفندی از هرچی بگذره، از تاریخ تولدش نمیگذره :) گفتم از الان اطلاع رسانی کنم فردا روز، نگید آخ گرفتاری بودیم فراموش کردیمو آی مریض بودم و وای نمیدونی پدر بزرگ عروس خاله کوچیکه مرحوم شد و ... خلاصه هیچ عذر بهونه ای پذیرفته نیست :))) در هر حال من با همتون اتمام حجت کردم :))) باشد که ایمان بیاوری
آمد بهار جان ها...
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 2:30
سلام... سال نو مبارک رفقا.نبودنم رو پای بی معرفتی نذارید... روزهای عجیبی رو پشت سر گذاشتم.دلم نیومد با درد دل کردن دلگیرتون کنم.سر سفره ی هفت سین به یادتون بودم و دعاتون کردم.خیالتون راحت؛ اینبار هیچکی از قلم نیوفتاد! برای تک تکتون یه سال طلایی که لحظه لحظه اش پر از شادی ومعجزه اس آرزو کردم... پر ا
یه حرفایی...
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 2:30
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
سرما خوردگی خر است
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 2:30
حالا که یه کمی وقتم ازادتر شده و بیشتر میتونم بنویسم این سرماخوردگی لعنتی چند روزه نمیذاره از جام پاشم.امیدوارم همتون شاد و سلامت باشید. روز مرد و پدر هم مبارک... + نوشته شده در سه شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۶ساعت 19:3 توسط moon & sun |
منی که دیگر آن من سابق نیست.
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 2:30
سلام رفقا... به جز چند نفر،تقریبا از همه بی خبر بودم چند وقت... به چند دلیل نیاز بود از این فضا دور باشم و یه مدت به خودم و اهدافم فکر کنم و سر و سامانی به اوضاع زندگیم بدم. برگشتم چون دلم اول واسه شماها بعد هم واسه نوشتن تنگ بود.خواستم تو یه وب جدید بنویسم دلم نیومد اینجا رو با همه ی خاطراتش بذارم
غربت از نوع وبلاگی
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 2:30
این مدت که نخوندمتون بدجوری اینجا احساس غربت میکنم ... :/
رو قول مبل سازها حساب نکنید :)
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 2:30
شب عیدی ، بیستم اینا بود یهویی به فکر افتادیم امسال یه تغییر و تحولی تو شکل و شمایل خونه بدیم.رای گیری شد و قرعه افتاد به تعویض مبل ها... حالا راضی کردن پدر محترم که همیشه اعتقاد دارن هر چیزی قدیمیش بهتره بماند که خودش یه مثنوی هفتاد منه... بعد از دو سه روز که هر جا سراغ میگرفتیم رد میکردن و میگفت
حس این لحظه؟خوشبختی
-
تاریخ: 1395/9/25 ساعت: 0:49
آهای شماهایی که در جریانید! آیا تافتی ساخته شده که وقتی یه روزا و شبایی احساس خوشبختی میکنی همون لحظه به زمانش تافت بزنی این حس همیشگی شه؟ کاش شما هم به این لحظه ها و ساعتها و روزهای خوشبختی برسید.دارم از لحظه هایی میگم که بی دلیل و بهونه خوشبختی رو لمس میکنی و میگی فردا یه روز تازه اس...هرچه پیش آی...
قاصدک پیامم را به او برسان
-
تاریخ: 1395/9/25 ساعت: 0:49
آرام جانم گسترده ی سبز چشمانت را دریغ نکن از منی که با هر نگاه مهتابیت ، در دنیای چشمانت غرق تر میشوم دستانم خالیست اما... قلبم سرشار است از احساسی که با وجودت تا اوج می برد مرا... از ذوقی کودکانه و عمیق که غم این روزهایم را میدهد به دست باد... تا ببرد به جایی دور و دست نیافتنی... واژه ها ناتوانند ا...
حافظه ی خودسرم
-
تاریخ: 1395/9/25 ساعت: 0:49
جدیدا به این موضوع پی بردم که حافظه ام روش شب امتحان رو برای یاداوری پیش گرفته...رو حرفای قند تو دل آب کُنش،با ماژیک فسفری سبز، خط میکشه تا هایلایت شه و همیشه تو ذهنم بمونه :) حالا هم یادم نمیاد داشتیم از چی حرف میزدیم که من به یه روزِ بارونی تو شمال اشاره کردم و ذوق زده شدم... تنها چیزی که یادمه ای...
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
-
تاریخ: 1395/9/25 ساعت: 0:49
دو سه روزی میشد برنامه داشتیم بریم آرامگاه حضرت عشق تا بالاخره امروز راهی شدیم... گفته بودم من و مجنونُ حضرتِ حافظ به هم رسوند؟نه نگفتم! چند سال پیش،روزای اول فروردین،درست همون روزهایی که شهر رنگ بهار گرفته بود و عطر شب بو و بهاره نارنج ،مستت میکرد ما بهم رسیدیم و اون روز هیچ وقت فکر نمیکردم یه روز ...
رنگه ساقه طلایی شدم
-
تاریخ: 1395/9/25 ساعت: 0:49
تو رژیمم یه عنصری هست به اسم بیسکوئیت دایجستیو یا دیجستیو یا اصلا همون ساقه طلایی... روزی که دکتر داشت این رژیم رو برام برنامه ریزی میکرد اگه میدونست با چه موجود تنبلی طرفه هیچ وقت اسمی از این بیسکوئیت نمی اورد! جالب اینجاس که این عنصر فقط در وعده های صبحانه و سه میان وعده گنجونده شده ،تازه این مورد...
شیدای نقره و مس
-
تاریخ: 1395/9/25 ساعت: 0:48
اینکه من به نقره و مس علاقه ی بیشتری دارم تا طلا و جواهر دیوانگیه آیا؟
تقویم ژنتیک
-
تاریخ: 1395/9/25 ساعت: 0:48
ساعت ژنتیک بدنم که تغییر کرده بود! به هم ریختگی تقویم ژنتیک رو هم بهش اضافه کن؛ وگرنه چرا حال و هوای این روزام ، حال و هوای روزهای آخر سال و نزدیک به عیده؟ :)) +من این برهم ریختگی حال و هوا رو به این شکل دوست میدارم :)
زیر بارون
-
تاریخ: 1395/9/25 ساعت: 0:48
عاشق این هواشناسی مسخره ام که رو لپ تاپ نصبه :) این هفته تا جمعه پیش بینی بارندگی نشده بود اما همین الانِ الان که دارم مینویسم بوی بارون منو تا تراس کشید و دیدم نم نم ریز داره میباره... بوی خاک و بارون همیشه از خود بیخودم میکنه اما نه اونقدر که یادم بره دعای زیر بارون مستجابه... با یه حال خوب واستون...